
من ليسانس وظيفه محسن اميري نژاد جمعي گروهان 4 گردان 3 هنگ دوم از مر كز اموزشي 01 نزاجا هستم ....مثل يه خواب گذشت تا چشم رو هم گذاشتم يه دفه ديدم روز اخر رسيده و بايد اون همه خاطر قشنگ رو همين جا بزارم و برم خاطره هايي كه شايد تا اخر عمر ديگه برام تكرار نشن ...
از همون روز اول كه به فضاي غريب نا اشناي پادگان وارد شدم هميشه چيزي براي به خاطر سپردن بود هر لحظه يه حادثه تازه هر دقيقه يه اتفاق به ياد ماندني هر چيزي كه مي ديدم و مي شنيدم قابليت ثبت توآ لبوم خاطره ها رو داشت ...
تحويل گرفتن لباسها و قيافه هاي ديدني بعد از پوشيدن لباسهاي كوتاه و بلند و پوتينهايي كه به بعضي پاها نمي رفت ولي وقتي تو چشماي بچه ها نگاه مي كردي مي توسنتي ببيني كه چطوري احساس غرور مي كنن![]()
چه تجربه جالبيه دو ماه با 100 نفر كه قبلا هيچ كدوم رو نميشناختي يك جا زندگي كني صد نفر كه هر كدوم از يه گوشه ايران اومده بودن با اون همه لهجه شيرين.با هم خنديدن گفتن بحث كردن .خوردن و درس خوندن و هر شب زير يك سقف خوابيدن ...خوابيدن روي تختهاي جيرجيرك دار!!!
زدن وخوندن و رقصيدن تو سلجرزپارتي هاي پادگان حتي تو چادرهاي سرد اردوگاه
ذهنمون پر شده از كلماتي كه هر كدومشون برامون يادآور يه نكته ايه
افسريه، سه راه تختي، پادگان01، دژبان، پاسدار، نگهبان ،افسر، فرمانده ،ليسانس وظيفه، سرباز
اسلحه، خشاب، سرنيزه، جنگ، كمين، گشت
مين، نارنجك، خمپاره، ماسك
يگان734 ، آسايشگاه، كيسه انفرادي، پتو،ملافه، آنكادر
انكادر....انكادر تخت و كمد انگار سختترين كار دنيا بود
نگهباني و چه خوابهايي كه نديديم![]()
كلاس هاي رزم انفرادي كه هر وقت موضوعي براي درس دادن نداشتن جلو موضوع روي وايت برد مي نوشتن سنگر و باز هم سنگر!.. و ميدان كه جولانگاه دانشجوياني بود كه نمي دونستن تو كدوم منطقه جنگي مجبور مي شي روي اسفالت سينه خيز بري
ميله پرچم كه گاهي براي تنبيه يك دور افتخاري دورش ميزديم
قمقمه كلاه آهني زيلو اسلحه سر نيزه و بوي باروت كه تازگي ها عاشقش شدم.
وموش...موشسهايي كه به گربه ها زرشك تعارف ميكردن![]()
درب شمال كه تنها راه ورود به دنياي واقعي بود
برج ميلاد....صبحها كه هنوز لابه لاي دود و گردو غبار پنهان نشده بود از دور خود نمايي مي كرد اين كمر باريك لپ كپلي كه من و ياد يه عزيزي مي ندازه![]()
همه چي تموم شد تو يه چشم به هم زدن دو ماه دوره آموزشي به آخر رسيد و وقت رفتن شد![]()
ناگهان چقدر زود دير مي شود...

![]()
![]()